مترسک

مقابل صفحه کاغذی ایستاده ام،

قلمی پرمیکنم از ابر عشق تا بر مترسک آرزوها ببارد

و جالیز دوباره سبز شود!

ولی سبزی در سیاهیم گم بود!

نرم نرمک باران بند آمد وابر هایم تمام شد

خورشید دوباره تابید وجالیز را سبز کرد

 ومن نقطه ای سیاه در بیکران دشت سبز شدم!

همچون مترسک!

تمام کاغذهای دفترم را با نام تو پر میکنم!

/ 1 نظر / 8 بازدید
rain of love

[گل]یه دلیل قانع کننده واسه سقوط! [گل] [گل] (گلم اگه وقتتو میگیره کپی کن بعدا بخون,اما بخون) [گل] [گل]سه شنبه,ساعت 18:45.اخبار ورزشی:شبکه3[گل] [گل]یکی از خبر ها این است:تیم ملی نوجوانان جودو فردا جهت شرکت در مسابقات تهران را به مقصد ایروان ترک خواهد کرد!!!!(ضمن پخش خبر تصاویرتمرین ملی پوشان نوجوان هم پخش میشود) [گل] [گل]چهار شنبه,ساعت 18:45.اخبار ورزشی:شبکه3 اولین خبر.هواپیمای تیم ملی نوجوانان جودو 16 دقیقه پس از حرکت به علت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سقوط کرد و متاسفانه(؟؟)تمامی168 سرنشین آن کشته شدند!!! [گل] [گل]یه قطعه ادبی خیلی قشنگ آماده کرده بودم که وبلاگ رو آپ کنم اما نمیدونم که چرا آتیش دلم از بعد از این خبر هی داره داغ تر میشه.آخه تا کی باید هواپیماهای حامل خبرنگارا!!!نظامیا!!!ورزشکارا!!!و از همه مهمتر مردم عادی که اصلا تو این مواقع مهم نیستن سقوط کنه؟تا کی باید قطار فرار کنه و مردم یک روستا تو نیشابور به دلیل انفجارگوگرد(؟؟؟؟؟)تکه های بدنشون 2کیلومتر اونطرف تر پیدا بشه و بعد بگن فقط چند نفر مردن!!! [گل] [گل]بیچاره تمام کسائیکه با تمام آیندشون, آرزوها و رویاهاشون سوختن وفقط به خونواده هاشون تسلیت؟