چه میجویند مردانی که می پویند راه زندگانی را؟

 

چه می خواهند جانهایی که میجویند عشق جاودانی را؟

 

چه می خواهند چشمانی که میکاوند اسرارنهانی را؟

 

چه میگویند لبهایی که می خوانند اسرار جوانی را؟

 

زمین پر گشته از آوای انسانها

 

خدا آوار تنهاییش را در ریزش باران

 

در اندوه غروب سرد پاییزی

 

سکوت سرد کوهستان

 

تمام آشیانهای تک افتاده

 

خزان و برگ ریزان غم انگیزش

 

به هر جا با نوایی خسته میخواند

 

وانسان با تمام هستیش

 

در گریه و خنده

 

به گفتار و به فریادوبه خاموشی

 

سرود سرد تنهاییش را پیوسته میخواند!!

+ نوشته شده در چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط یاسر,ح نظرات ()